چهارشنبه , ۱۷ آذر , ۱۳۹۵
بیشتر ببینید

 

 در تاریخ جهان، مردان و زنان بسیاری را می شناسیم که دارای لقب بزرگ یا کبیر هستند. افرادی مانند اسکندر، کنستانتین، شاپور دوم، پطر، کاترین، شاه عباس و بسیاری دیگر که با کنکاش دقیق در زندگی و اعمال شان، این لقب را آنچنان که باید برازنده آنان نخواهیم یافت.

تعداد قلیلی از شخصیت های تاریخی نیز وجود دارند که چنین القابی را بر دوش می کشند و انسان هایی هستند بزرگ، با نیتی خالص و شفاف و حسن مدیریت و اراده ای قابل تقدیر و شجاعتی مثال زدنی که دوست و دشمن در برابرشان وادار به احترام و تکریم می شود.

کورش کبیر ، بنیانگذار حکومت هخامنشیان و پایه گذار امپراتوری پارسیان آریایی از جمله این انسان های بزرگ است که بنا بر شواهد تاریخی و اذعان رقبا و دشمنان و بیگانگان بی تردید برازنده این نام و لقب می باشد.

کورش کبیر نه تنها برای ایرانیان بلکه برای مردم جهان شخصیت شناخته شده و قابل احترامی است اما متاسفانه در سال های اخیر گروهی از نویسندگان شاید ناخواسته شخصیتی افسانه ای از کورش ساخته و گفته ها و کرده هایی غیرواقع را به او نسبت داده اند که هیچ پایه و اساسی ندارد.

آیا سخنانی که به کوروش نسبت می دهند راست است؟(ناقص)

اغراق گویی ها و داستانسرایی های این دست نویسندگان را شاید بتوان ناشی از علاقه و میل به برجسته نشان دادن صفات نیک و والای این شخصیت مهم تاریخی دانست اما باید پذیرفت که اینگونه سهل انگاری ها بیشتر منجر به خدشه دار شدن چهره واقعی آن شخصیت تاریخی شده و در نهایت نتیجه ای عکس حاصل خواهد شد.

چاپ و نشر کتاب هایی بدون منبع و ماخذ در قطع های مختلف و تحت عناوینی مانند اندرزها یا سخنان حکیمانه کورش و درج نوشته ای تحت عنوان وصیت نامه او در انتهای این قبیل کتاب ها در سال های اخیر و دست به دست شدن این نوشته ها در شبکه های اجتماعی بهانه ای شد برای پرداختن به صحت و سقم این نوشته ها و همچنین بررسی سنگ نبشته ها و کتیبه های به جای مانده از کورش بزرگ و آنچه مورخین و نویسندگان دوره هخامنشی و نزدیک به زمان کورش درباره وی نوشته اند.

در طول تاریخ ایران، کورش هخامنشی شاید تنها شخصیتی باشد که بارها و بارها درباره او گفته اند و نوشته اند و زندگی او را از زوایای مختلف مورد بررسی و کنکاش قرار داده اند.  او مردی بود با کفایت و مدبر، سیاستمداری فهیم و جنگاوری سلحشور که توانست در مدت زمانی کوتاه و با سرعتی اعجاب آور، ضمن فایق آمدن بر ناهنجاری های برآمده از حکومت مادها، پادشاهی های مقتدری همانند لیدیه و بابل را مطیع و امپراتوری قدرتمند و قلمرویی عظیم شامل اقوام و ملل متنوع پایه گذاری کند.

کورش به واقع پادشاه بزرگی بود اما برای شناخت بیشتر او و باخبر شدن از اینکه آیا صحبت هایی که به او نسبت می دهند واقعی است یا دروغین، باید سراغ چیزهایی برویم که امروز از کورش باقی مانده. آیا مدرک محکم و قابل اطمینانی که نوشته یا گفته کورش کبیر باشد و بتوان این سخنان و اندرزها را منسوب به آن کرد امروزه باقی مانده است.

 

از کورش کبیر امروز این چیزها باقی مانده:

منشور کوروش:

بدون تردید همه ما با منشور یا استوانه منسوب به کورش کبیر آشنا هستیم. منشوری که به عنوان اولین اعلامیه حقوق بشر جهان شناخته می شود. این منشور در واقع فتح نامه ای است که بعد از تصرف بابل و ظاهرا به پیروی از سنت متداول میان پادشاهان سومری و بابلی به دستور کورش روی لوحی استوانه ای شکل نوشته و مکتوب شده است.

بسیاری از بخش های این لوح به دلیل شکستگی از میان رفته است ولی از آنچه باقی مانده مشخص است که این لوح از دو قسمت تشکیل شده. بخش اول با توجه به نوع نوشتار و سخن گفتن از کورش و نبونئید به صورت شخص سوم آشکار است که توسط شخصی غیر از کوروش، شاید کاتب استوانه یا یکی از کاهنان بابلی نوشته شده است. این بخش از خط اول تا خط نوزده استوانه را در بر گرفته است.
در این قسمت، کاتب مقدمه ای درباره شهر بابل، خدای مردوک، نبونئید، چگونگی فتح بابل، حمایت خدای مردوک از کورش و سپاهیانش و حمایت مردم و بزرگان بابل، سومر و آکد از وی نوشته است.

آیا سخنانی که به کوروش نسبت می دهند راست است؟(ناقص)

بخش دوم استوانه که از خط بیستم تا آخر را دربر گرفته و طولانی تر از قسمت اول است، از زبان کورش و توسط کاتب نوشته شده است. در این بخش کورش بعد از معرفی خود و پدرانش به چگونگی تصرف بابل و بازگرداندن ایزدان اقوام مختلف به جایگاه و مقر اصلی شان و آزاد کردن بردگان و برقراری صلح در سرزمین های تابع خود و بازسازی نیایشگاه و دیوار بابل می پردازد.

به غیر از استوانه اصلی، در سال ۲۰۱۰ دو قطعه کتیبه مسطح گلی در موزه بریتانیا شناسایی شد که قبل از این به اشتباه به عنوان یک متن پزشکی طبقه بندی شده بود. با بررسی و مطالعه دوباره این کتیبه ها مشخص شد که آنها در واقع نسخه های دیگری از منشور کورش هستند. در این قطعات بخش هایی از منشور اصلی که شکسته شده، وجود دارد.

همچنین در ابتدای قرن بیستم دو قطه استخوان توسط یک پزشک چینی به کاخ – موزه پکن اهدا شد که نوشته هایی به خط میخی روی آنان وجود داشت. پس از بررسی های بسیار مشخص شد که این استخوان ها حاوی سطرهای ۱۸ تا ۲۱ استوانه کورش و برخی قسمت های ناقص آن هستند.

نکته مهم در منشور کورش و قطعات پیدا شده بعدی این است که در متن هیچ یک از آنان هیچ پند و اندرزی که بتوان به عنوان منبع و مأخذ سخنان حکیمانه نسبت داده شده به کورش معرفی کرد وجود ندارد.

 

کتیبه منسوب به کورش در پاسارگاد:

در بخشی از کاخ پاسارگاد که به تالار بار عام یا کاخ پذیرایی معروف است، روی دیوار ایوان شرقی کتیبه ای در چهار سطر به خط میخی پارسی، عیلامی و بابلی به این مضمون وجودآدرد: «اَدَم کوروُش خشایَ ثی یَ هخامَنی شی یَ» من کورش شاه هخامنشی. به طور حتم این یک خط هم نمی تواند منبع خوبی برای کتاب های مورد نظر ما باشد.

آیا سخنانی که به کوروش نسبت می دهند راست است؟(ناقص)

بنا به نوشته آریان مورخ یونانی در کتاب آناباسیس، کتیبه ای در سر در مقبره کورش وجود داشته به این مضمون: «ای انسان من کورش پسر کمبوجیه هستم. من شاهنشاهی پارس را بنیان نهادم و بر تمام آسیا فرمانروایی کردم. پس به این آرامگاه بر من رشک مبر (این مقبره را از من دریغ مدار)»

چنین کتیبه ای در حال حاضر در پاسارگاد وجود ندارد. با توجه به نوع نگارش و جملات به کار رفته در این متن، بسیاری معتقدند که چنین چیزی در اصل وجود نداشته و این متن بیشتر یک متن یونانی است تا پارسی. باید متذکر شد که آریان خودش مقبره کورش و این سنگ نبشته را ندیده و تنها گفته های یکی از همراهان اسکندر در زمان داریوش سوم را نقل قول کرده است.

همچنین باید در نظر داشت که دو مورخ دیگر یونانی یعنی پلوتارک و استرابون که هر دو براساس آنچه مشاهدات همراهان اسکندر از پاسارگاد بوده، اشاره به کتیبه ای در مقابل در ورودی مقبره می کنند اما گفته آنها نه تنها با گفته آریان مغایرت دارد، بلکه با نوشته های دیگر نیز متفاوت است.

آیا سخنانی که به کوروش نسبت می دهند راست است؟(ناقص)

استرابون می نویسد که در کتیبه ورودی مقبره نوشته شده بود: «اینجا آرامگاه من کورش شاهنشاه است.» از سویی دیگر برخی از محققین بر این عقیده اند که اگر کتیبه ای هم وجود داشته می بایست بعد از مرگ کورش و حتی شاید در زمان داریوش نوشته شده باشد.

 

کورش در تورات:

تصرف بابل و آزاد کردن تمامی بردگان و اسرای جنگی از هر قوم و ملتی توسط کورش بزرگ واقعه ای است تاریخی و حقیقی. براساس سالنامه های آشوری و اسناد بابلی و متن منشور کوروش، او پس از تصرف بابل فرمان آزادی تمام اسرا و بردگان و از جمله یهودیان و بازگشت آنان به سرزمین خودشان و بازسازی معبد بیت المقدس را صادر کرد.

در تورات (عهد عتیق)، در کتاب «عزرا» و کتاب «شعیاء» از کورش به عنوان مسیح و نجات دهنده قوم یهود و بردگان یاد شده است. در کتاب عزرا فرمان بازسازی معبد بیت المقدس و بازپس دادن خزاین و ثروت یهودیان که توسط بخت النصر به بابل آورده شده بود، نقل شده است.

آیا سخنانی که به کوروش نسبت می دهند راست است؟(ناقص)

در کتاب «شعیاء» نیز تنها از همراهی خداوند با کورش در پیروزی بر بابل و آزادسازی بردگان سخن رفته است. در این دو بخش از تورات که از باستانی ترین منابعی است که نام کورش در آن آمده، به غیر از فرمان بازسازی معبد بیت المقدس هیچ سخنی از کورش نقل نشده است.

 

آثار مورخان یونانی

در میان مورخان یونانی هرودت، گزنفون و کتزیاس سه مورخی هستند که از لحاظ زمانی نزدیکترین فاصله را با زمان زندگی کورش داشته اند و همچنین دو تن از آنان یعنی گزنفون و کنزیاس از نزدیک با بزرگان هخامنشی در ارتباط بودند. حدس و یقین بر این است که بیشتر حکایات و سخنان نسبت داده شده به کورش از کتاب این سه تن نقل شده باشد.

 

هرودت و کوروش

هرودت در هالیکارناس یکی از ساتراپ های هخامنشی و در زمان داریوش اول متولد می شود. با آنکه به زبان پارسیان آشنایی نداشت، اما زندگی در قلمروی هخامنشیان باعث آشنایی او با فرهنگ و تمدن و اعتقادات و باورهای پارسیان شده بود.

با وجود آنکه بسیاری هرودت را پدر تاریخ می دانند اما کم نیستند مورخین و نویسندگانی که تاریخ او را به افسانه سرایی و داستان گویی تشبیه کرده و بسیاری از بخش های تاریخ او را بی پایه و اساس می دانند.

بخش دوم از کتاب اول هرودت اختصاص به تاریخ کورش دارد. او ادعا می کند که با چند نفر از بزرگان پارسی حشر و نشر داشته و بسیاری از وقایع مربوط به کورش و پس از آن را از آنان گرفته است.
آنچه مسلم است، پیش از هرودت، تاریخ نگارانی مانند شارون از اهالی لامپساک و هکاته مطالبی درباره مادها و فرمانروایی کورش نوشته بودند که البته هردوت از این منابع بدون ذکر نام استفاده کرده است. با این وجود اشتباهات فاحشی در تاریخ او به ویژه در مورد زندگی کورش وجود دارد.

او پارس را یکی از ایالات تابع ماد می داند، در حالی که چنین نبوده و پارس جزیی از پادشاهی مستقل ایران بوده است. او همچنین پدر کورش را مردی عادی از پارس می داند، در حالی که کمبوجیه پدر کورش پادشاه و حکمران پارس بوده و کورش هم پیش از شکست مادها به حکومت پارس رسیده بود.

آیا سخنانی که به کوروش نسبت می دهند راست است؟(ناقص)
پرچم منسوب به کورش هخامنشیان

ما در پی نقد تاریخ هردوت نیستیم، آنچه مهم است اینکه این کتاب می تواند یکی از ماخذی باشد که برای برخی سخنان منسوب به کورش مورد استفاده قرار گرفته است. باید توجه داشت که هردوت در تاریخ خود با کورش همانند پادشاهان دیگر برخورد کرده است. او را نه پیامبر می داند و نه نجات دهنده. بسیاری از اقدامات او در لیدیه و بابل و دیگر جنگ ها را نتیجه نصیحت اطرافیانش مانند کرزوس و هارپاک می داند. او هیچ اشاره ای به پندها و سخنان حکیمانه کورش ندارد. ماجرای مرگ کورش از زبان هردوت بیشتر شبیه افسانه است، هر چند خودش می گوید: «درباره مرگ کورش افسانه بسیار است، اما من آن را که معتبرتر است، نقل کرده ام.»

او از خوابی سخن می گوید که کورش قبل از کشته شدنش در جنگ علیه ماساژت ها دیده بود. او در خواب داریوش را می بیند با بال هایی که بر شرق و غرب سایه افکنده است. او داریوش را متهم به توطئه می کند و از پدرش ویشتاسپ که همراه او بوده می خواهد تا به پارس برگشته و داریوش را تحویل او بدهد. کورش پس از آن به جنگ رفته و در میانه جنگ کشته می شود و ملکه ماساژت ها به خونخواهی پسرش دستور می دهد تا سر کورش را از تن جدا کرده در تشتی از خون بیندازند. در اینجا هیچ صحبتی از وصیت نامه و چگونگی بازگرداندن جسد کورش به پارس وجود ندارد.

 

کورش پادشاه آرمانی گزنقون

بدون تردید یکی از منابع مهم دیگری که به عنوان ماخذ برای سخنان و رفتار و منش کورش مورد استفاده قرار گرفته، کتاب «سیروبدی» یا «سیرت کوروش» که به صورت تعلیم و تربیت کورش یا کورش نامه هم ترجمه شده است. این کتاب نوشته «گزنقون» مورخ و سردار نظامی یونانی معاصر اردشیر دوم هخامنشی و برادرش کورش کوچک است.

او از جمله شاگردان وفادار سقراط است. گزنقون از طریق جوانی به نام پروکسن که ظاهرا با کورش کوچک، برادر اردشیر دوم (معروف به درازدست) نزدیک بود به سفر آسیایی صغیر و ملاقات با کورش کوچک ترغیب می شود. گزنقون به رغم تمایل استادش و به دلیل شرایط بحرانی شهرهای یونان عازم شرق می شود.

او با جلب نظر کورش کوچک فرماندهی نیروهای یونانی تحت امر او را برعهده می گیرد، اما منازعات کورش و برادرش اردشیر منجر به شکست و مرگ کورش شده و گزنقون رهبری ده هزار یونانی برای بازگشت به کشورشان را به عهده می گیرد.

گزنقون شرح کامل بازگشت این گروه و رویدادهای سفر و اطلاعات بسیار مهم جغرافیایی را در کتابی موسوم به «بازگشت ده هزار نفری» شرح داده است. گزنقون پس از بازگشت از شرق با مرگ استادش سقراط روبرو شده و علنا علیه مخالفین سقراط و به دفاع از او قیام می کند. در همین زمان است که دو اثر به نام های دفاعیه و خاطرات سقراط و خطابه دفاعیه افلاطون را تالیف می کند.

حضور او در سپاه کورش کوچک و دفاع او از سقراط منجر به تبعید او از آتن می شود. او در تبعید در سیلونت در نزدیکی کوه اولمپ به مطالعه و تالیف مشغول می شود تا اینکه در سال ۳۵۴ قبل از میلاد و در سن ۹۰ سالگی در همانجا می میرد.

آیا سخنانی که به کوروش نسبت می دهند راست است؟(ناقص)

کتاب سیروپدی یا سیرت کورش در واقع نوشته ای است در مورد تدبیر و سیاست و نحوه اداره امور سپاه و رموز پیروزی و چگونگی تشکیل یک امپراتوری قدرتمند. این کتاب در اصل تاریخ زندگی کورش کبیر نیست. گزنفون با استفاده از تاریخ هردوت و مطالب نوشته شده توسط کنزیاس و شنیده های خودش، داستانی تاریخی می نویسدکه قهرمانش کورش بزرگ است.

او در زمانی که هرج و مرج و جنگ های داخلی و نفاق و توطئه سراسر یونان را گرفته، همچون افلاطون که کتاب جمهوری را به منظور تعلیم و تربیت حکمرانان و رسیدن به مدینه فاضله می نویسد، کورش نامه را به عنوان سرمشق و راهنمایی برای رسیدن به اتحاد و برقراری حکومتی مقتدر در یونان می نویسد.

او می داند که کورش کبیر با درایت و قدرت فرماندهی توانست ملل و اقوام مختلف را تحت لوای یک حکومت درآورد. او داستان تصرف بابل را می داند و از آزادی اسرای جنگی که کاری غیرمتعارف میان فرمانروایان بوده با خبر است. پس کووروش کبیر الگوی او می شود. در کشورداری و فرماندهی اشتباهات فاحش تاریخی و جغرافیایی به خوبی نشان دهنده این امر است که او داستانی فلسفی بر اساس زندگی کورش نوشته است.

مهمترین بخش این کتاب که در تضاد کامل با تاریخ است، واقعه مرگ کورش است. مرگ کورش و چگونگی آن با تمامی تحقیقات انجام شده، هنوز به درستی روشن نیست. آیا او در حین جنگ بر اثر اصابت تیر کشته شد؟ آیا به دلیل بیماری جان سپرد؟ آیا ملکه ماساژت ها واقعا سر او را بریده و در تشتی از خون انداخت؟ آیا کورش آنقدر فرصت داشته تا قبل از مرگ فرزندانش را جمع کرده و وصیت کند؟

می دانیم که تمامی منابع تاریخی کشته شدن کورش در میدان جنگ و دور از پارس را تایید کرده اند. با این وجود گزنفون معتقد است که او در پارس و در میان اعضای خانواده اش و پس از صحبت با فرزندانش جان می سپارد.

آنچه در کورش نامه می خوانیم شباهت بسیاری به تراژدی های یونانی دارد. مهربانی و احترام نسبت به زیردستان و سپاهیان، احترام به خانواده، بخشش و ملاطفت نسبت به دشمنان و تلاش برای اتحاد از جمله مسائل مهمی است که در این کتاب بر آنها تاکید شده است؛ اموری که در شهرهای یونانی کمتر به آن توجه می شد.

گزنفون هیچ مدرک و منبعی برای کتابش معرفی نمی کند. مشخص نیست این همه حکایت و داستان و گفتگوهای دوجانبه کورش با پادشاهان و بزرگان و خانواده اش را چه کسی برای او نقل کرده است. او نزدیک به صد سال با کورش فاصله زمانی دارد و جز کورش کوچک با شخص دیگری از خاندان هخامنشی معاشرت نداشته است. باید توجه داشت که کوروش، شهریار آرمانی گزنفون است. به هر حال این کتاب و نوشته های آن منبعی شده است برای آنچه امروز به نام «اندرزهای کورش کبیر» می شناسیم.

 

گنزیاس، کورش را چطور معرفی می کند؟

تاریخ کنزیاس نیز تماما بر پایه تخیل و افسانه است و در واقع هیچ منبع معتبری برای روایات تاریخی و حقیقی به شمار نمی آید. او در زمان اردشیر دوم به عنوان پزشک دربار هخامنشی خدمت می کرد. مدعی بود که برای نوشتن تاریخش از اسناد و دفاتر سلطنتی استفاده کرده است اما ادعاهای او در مورد تایید مورخان و نویسندگان نیست.

استفاده از تاریخ او به عنوان منبع زندگی کورش نیاز به تامل و دقت بسیار دارد. به غیر از این کتاب باید به محتوای برخی از اندرزنامه های دوره ساسانی نیز اشاره کرد که در نهضت ترجمه و با همت گروهی از نویسندگان و دانشمندان ایرانی از نابودی نجات یافتند. در مجموعه این اندرزنامه ها به نمونه های بسیار مشابهی با سخنان منسوب به کورش برخورد می کنیم، از جمله رساله هایی مانند «اندرز دانایان به مزدیسنان»، «اندرز خسرو قبادیان»، «اندرز انوشه روان به آذرباد»، «یادگار بزرگمهر» و غیره محتوی آنها بارها توسط نویسندگان و شعرا و مورخان ایرانی مورد استفاده قرار گرفته است.

آیا سخنانی که به کوروش نسبت می دهند راست است؟(ناقص)
کورش در بازی Civilication

معروف نبودن نویسندگان این رسائل و آشنا نبودن ما با ادبیات باستانی کشورمان و استفاده از محتوای این رسائل بدون ذکر منبع باعث شد تا برخی از این پندها و اندرزها ندانسته به افراد مختلف در طول تاریخ نسبت داده شوند. جالب است بدانیم که برخی از این اندرزها و درس های اخلاقی حتی به برخی از سلاطین اروپایی مانند ناپلئون نیز نسبت داده شده است.

این مسلم است که کورش در نظر ایرانیان و اروپاییان همیشه مظهر یک فرمانروای دادگر است. او با بهره گیری از هوش و درایت بسیار و قدرت فرماندهی و حکمرانی و با برقراری نظامی براساس تساهل و برابری و احترام توانست پایه های حکومتی مقتدر را پی ریزی کند. کورش برای بزرگ بودن و بزرگ ماندن بی تردید نیازی به شاخ و برگ و زیاده گویی ندارد. شخصیت های مهم و تاثیرگذار تاریخ را باید همانگونه که بودند شناخت و به یاد آورد و به آنان احترام گذاشت.

 

چند سخن منسوب به کوروش

اگر در اینترنت جستجو کنید، به انبوهی از سخنان منسوب به کورش برمی خورید که همه شان بی اعتبارند؛ چند نمونه از این جملات را بخوانید:

 

* آنان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند.

* فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.

* باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست.

* من به خاطر ندارم در هیچ جنگی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم.

* همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند.

* حرکت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید.

* کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش به دنبال می آید.

* هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد، به کار خود سامان داده است.

* به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست، به آنچه دستور می دهم عمل کنید.

* وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند نه رفتار و عملکرد شما.

* خداوندا دست هایم خالی است و دلم غرق در آرزوها… یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن.

 

همشهری دانستنیها – نازیلا ناظمی

 

 

 



این مطلب مفید بود ؟
1 از 52 از 53 از 54 از 55 از 5
loadingLoading...

این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:


مطالب مرتبط با این موضوع
تاریخچه سیزده بدر - فلسفه سیزده بدر

تاریخچه سیزده بدر و فلسفه آن

  فلسفه و تاریخچه سیزده بدر   سیزده بدر سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز (سیزده بدر) روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی …



در صورت تمایل به این موضوع نظر دهید

  • لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
  • از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با مطلب و مجله، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
  • لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
  • در غیر این صورت، «تصویر زندگی» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

نام(لازم)

ایمیل(لازم)

در این رابطه بیشتر بخوانید
مطالب قبلی این بخش
  • تاجگذاری محمدعلی شاه قاجار تصاویری از تاجگذاری محمدعلی شاه قاجار

      تصاویری از تاجگذاری محمدعلی شاه قاجار   بیش از یکصد و یازده سال پیش در چنین روزهای محدعلی شاه فرزند مظفرالدین شاه و دشمن خونی مشروطیت در تهران تاج گذاری کرد. محمدعلی شاه در …

    • روز جهانی زن - 8 مارس - 17 اسفند تاریخچه ۸ مارس روز جهانی زن

          ۸ مارس روز جهانی زن   – ۱۷ اسفند (۸ مارس) مصادف با روز جهانی زن – در کشور عزیزمان ایران ،روز تولد حضرت فاطمه زهرا  (س) در ۲۰ جمادی‌الثانی به عنوان روز …

      • babak قیام بابک خرم دین

        قیام بابک خرم دین نیمه تیرماه هر سال یادآور یکى از حماسه هاى تاریخى ایرانیان است که توسط بابک خرم دین سردار ایرانى در خطه آذربایجان به وقوع پیوسته و در تاریخ ایران ثبت و …

        • تاریخ ایران نگاهی گذرا به تاریخ ایران

          تاریخ ایران از آغاز تا کنون تاریخ ایران را اصولا به دو بخش کلی قبل از اسلام و بعد از اسلام تقسیم می کنند.   آشنایی با تاریخ ایران هنگامی که سخن از تاریخ ایران …

          • شب یلدا ,  شب چله تاریخچه شب یلدا

              فلسفه و تاریخچه شب یلدا   در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. امشب شب …

            • سارگون سارگون بنیانگذار اولین امپراتوری

              اولین تمدن های بشری در ناحیه بین النهرین در بین دو رود دجله و فرات پدیدآمدند. اولین تمدن بزرگی که به وجود آمد سومر نامیده شد که توسط تمدن دیگری فتح شد. سومری ها توانسته …

              • ششم فروردین زادروز آشوزرتشت ششم فروردین زادروز آشو زرتشت

                ۶ فروردین(خرداد روز) ، زادروز آشو زرتشت     ۶ فروردین(خرداد روز) ، زادروز آشو زرتشت روز ششم فروردین که (خرداد روز) است و متعلق به فرشته مقدس خرداد است بزرگترین جشن ایرانیان باستان بود …

                • جشن‌ های 2500 ساله شاهنشاهی جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی + عکس

                  گزارشی کوتاه به همراه تصاویری از جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی چهل و سه سال پیش در چنین روزهایی محمدرضا پهلوی در تدارک جشنی بود که در آن تاریخ به عنوان گرانترین و مجلل‌ترین میهمانی …

                  • تاریخچه سیزده بدر - فلسفه سیزده بدر تاریخچه سیزده بدر و فلسفه آن

                      فلسفه و تاریخچه سیزده بدر   سیزده بدر سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز (سیزده بدر) روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی …

                    • تاریخچه آئین چهارشنبه سوری تاریخچه آئین چهارشنبه سوری

                        تاریخچه آئین چهارشنبه سوری در فرهنگ ایرانیان باستان تاکنون   یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری ، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه …

                      • تفاوت عشق و دوست داشتن عشق از دیدگاه دکتر شریعتی عشق و دوست داشتن از دیدگاه شریعتی

                           تفاوت عشق و دوست داشتن از نگاه دکتر شریعتی!    در این مطلب به دیدگاه جالب دکتر شریعتی در مورد عشق و دوست داشتن می پردازیم:   * عشق یک جوشش کور است و …

                        • ولنتاین ، روز عشق مبارک باد, ولنتاین, روز عشق, سپندار مذگان,روز عشق ایران باستان, تاریخ ولنتاین ولنتاین ، روز عشق مبارک باد

                           ولنتاین ، روز عشق چه روزی است؟ تنها مدت کمی به اواخر بهمن ماه و اواسط ماه فوریه باقی مانده که روز عشق فرنگی (ولنتاین) و روز عشق ایران باستان (سپندارمذگان) یا همان ولنتاین ایرانی …

بالا